تبليغاتX
شبهای تنهایی
شبهای تنهایی

 همیشه عکس نازت رو به رویم

 نگاه تو دلیل جستجویم

 چرا باید تمام حرفها را

 بدون تو به تصویرت بگویم

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:10  توسط محمود   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:8  توسط محمود   | 

 مرا صد بار از خود برانی : دوستت دارم 

 به زندان خیانت هم کشانی : دوستت دارم

 چه سود از مهر ورزیدن

چه حاصل از وفا کردن

 مرا لایق بدانی یا ندانی : دوستت دارم

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 15:8  توسط محمود   | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 15:3  توسط محمود   | 

 نخ داخل شمع  از شمع پرسید :

 چرا وقتی من میسوزم تو آب میشی؟

 شمع جواب داد :

 مگه میشه کسی که تو قلبمه

  بسوزه و من اشک نریزم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 16:26  توسط محمود   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 18:54  توسط محمود   | 

  اگر خواهم غم دل با تو گویم جا نمی یابم

                                                               اگر جایی شود پیدا تورا تنها نمی یابم

        اگر جایی شود پیدا  وهم تنها تورا یابم

                                                              زشادی دست وپا گم میکنم خود رانمییابم

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اسفند 1386ساعت 11:54  توسط محمود   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 13:18  توسط محمود   | 

به یادت هستم و تا آمدنت اشک می ریزم لحظه ای

از خاطرم دورنشده ای

چون من تو را با تمام

وجود.....................................................................

ای یاس تو مهربان تر از باران زیباتر از نسیم و دل

نواز تر از هر بودنی

همان گونه که در هر نفسم هستی بیا و در هر

نگاهم باش

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 13:14  توسط محمود   | 

دوستی
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 13:48  توسط محمود   | 

 

چه زيباست به ياد تو با چشمهاي خسته گريستن

چه زيباست هميشه در تنهايي تو را حس کردن

 چه زيباست در خيال با تو زندگي کردن 

نازنين من همچون نفس کشيدن تو را بخاطر مي سپارم.

يک روزه دیگه هم بدون تو گذشت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 12:31  توسط محمود   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 12:22  توسط محمود   | 

تو را پیدا کردن آرزوی من نیست تو را نگه داشتن آرزوی من است

تو را داشتن آرزوی من نیست تو را شاد نگه داشتن آرزوی من است

با تو بودن آرزوی من نیست برای تو بودن آرزوی من است 

به چشتات نگاه کردن آرزوی من نیست تو

چشات غرق شدن آرزوی من است هر چیزی که با

تو باشه آرزوی من نیست تمام چیزی که برای تو

باشه آرزوی من است ای کاش تو هم مانند من

بودی و برای من بودی نه برای........

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 11:59  توسط محمود   | 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 11:48  توسط محمود   | 

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست...

تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی درآن نیست...

تنهاییرا دوست دارم زیرا تجربه کردم...

تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست...

تنهایی را دوست دارم زیرا......

در کلبه تنهایی هایم در انتضار خواهم گریست و انتضار کشیدنم را

پنهان خواهم کرد و... . 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 12:5  توسط محمود   | 

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 12:25  توسط محمود   | 

 

دوباره تنهائی دوباره سکوت.

دوباره  من ویک دنیا خاطره .

دوباره دلم تنگ است دوباره تنها شده ام.

به اندازه غم یک گل پژ مرده.

به اندازه یک دشت باران نخورده به اندازه سوز وتب.

به اندازه اندوه یک مرغ قفسی.

نم اشک را حس کرده دوباره صورتم.

دوباره باران را به انتظار نشسته ام.

دوباره درد را به مداوا نشسته ام.

دوباره دلشوره به دل نهفته ام.

دوباره می خواهم به سوی تو بیایم.

دوباره دلم هوای تو را کرده......

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 12:22  توسط محمود   | 

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 12:13  توسط محمود   | 

بنام کسی که عشق را نهاد

می گفتم طلوع را دوست دارم می گفتم غروب را دوست دارم

می گفتم زندگی را دوست دارم

<<حال می گویم>>

(( طلوع را به خاطره تو غروب را در چشمان تو و زندگی را در کنار تو دوست دارم ))

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 15:39  توسط محمود   | 

قانون شکن
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 14:13  توسط محمود   | 

از دریا پرسیدن عشق چیست گفت:خشکیدن...

از گل پرسیدن عشق چیست گفت:پرپرشدن...

از زمین پرسیدن عشق چیست گفت:لرزیدن...

از آسمون پرسیدن عشق چیست گفت:باریدن...

از انسان پرسیدن عشق چیست ناگهان ندایی از درونش گفت:یک عمر جدایی...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 14:10  توسط محمود   | 

 

كاش مي دونستي چقدر دلم بهانه تو را ميگيره هر روز  

کاش مي دونستي چقدر دلم هواي با تو بودن را کرده

کاش مي دونستي چقدر دلم از اين روزهاي سرد پاييزي

 بي تو بودن گرفته

کاش مي دانستي چقدر دلم براي ضرب آهنگ قدمهايت

 گرمي نفسهايت، مهرباني صدايت تنگ شده

کاش مي دانستي چقدر دلواپس تو‌ام

کاش مي دانستي چقدر تنهام ، چقدر خسته ام

و چقدر به حضور سبزت محتاجم

و هميشه از خودم مي پرسم :

       اين همه که من به تو فکرمي کنم

                              تو هم به من فکر مي کني؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 12:25  توسط محمود   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 15:12  توسط محمود   | 

 اگر کسي واقعاً يکي را دوست داشته باشد،

 
 بيشتر از اينکه بهش بگه دوست دارم ميگه مواظب
 
خودت باش،
 
 پس مواظب خودت باش.
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 16:52  توسط محمود   | 

.

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 16:47  توسط محمود   | 

در زندگي 3 راهو دنبال كن .

 

1: دوست داشتن رو براي يك تجربه .

 

2: عاشق شدن رو براي يك هدف .

 

3: فراموش كردنو براي قبول يك واقعيت .

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 16:44  توسط محمود   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 13:31  توسط محمود   | 

               لبالب از بهارم باورم کن

              کنارت ماندگارم باورم کن

    به غیر از عشق تودر سینه خویش

             دگر چیزی ندارم باورم کن

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 18:16  توسط محمود   | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 15:30  توسط محمود   | 

تو + عشق = زندگی

 

زندگی + تو = آرامش

 

من ـ تو = دیوانگی

 

عشق + دیوانگی = تو

 

 

زندگی ـ تو = مرگ

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت 15:8  توسط محمود   |